یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
اگر به ادامه مباحث گذشته خودمان برگردیم این نکته جای طرح دارد که آیا زمانی که یک فردی از دانشگاه به حوزه می آید آیا از لحاظ طرح برنامه ریزی درسی و شیوه رشد علمی با سایر افراد از یک مسیر واحد عبور میکند یا نیاز به یک برنامه منحصر به خود وطرح خاص دارد.
از زمان ورود ما به حوزه این بحث را بارها و بارها با بعضی از دوستان و اساتید محترم حوزه مطرح کردیم و به نتایجی هم رسیدیم چیزی که مسلم است به علت اینکه این طیف خاص از طلاب دارای استعدادهای بالقوه و بالفعل منحصر به خود هستند راهی جز این نیست که مسیر ویژه ای برای انها تدوین شود و اگر در برنامه ریزی حوزه تدوین نشده بود خود این طلاب به صورت گروهی یا فردی باید برنامه منظمی را با درنظر گرفتن قوت و توان علمی خود برای روند علمیشان طراحی کنند و بر اساس آن روش حرکت کنند تا با سرعت و شتاب متناسب با توانمندیهای علمی خود به منزل مقصود برسند خیلی از ریزش های احتمالی به خاطر در نظر گرفتن همین پارامتر در میان طلاب دیده میشود.
البته باز تذکر این نکته لازم است که گاهی هم افراط بیش از حد برای سرعت گرفتن در مطالعه و درس که بعضی در برنامه ریزی خاص خود طراحی میکنند باعث وارد آمدن ضررهایی به توان علمی طلاب میشودکه این هم باید جدی گرفته شود.
یکی از مسایل مهم در مورد قشر خاص طلاب فارغ التحصیل از دانشگاه قضیه انتخاب همسر است بارها این مساله مشاهده شده که دوستان دانشجو قبل از ورود به حوزه یا حتی بعد از آن در مورد ازدواج دچار بعضی مشکلات میشوند هم در نوع انتخاب همسر هم در مورد مسایل بعدی آن.اساس مشکل هم برگشت به این مساله میکند که اصولا فرد چون هنوز قالب شخصیتی جدید خود را به دیگران معرفی نکرده با ذهنیت های بعضا غیر متناسب آنها تزاحم جدی پیدا میکند و همین تزاحم منشا بسیاری از ناهنجاری های بعدیست.
همین جا من سخن امروز خودم را با یک جمله به پایان میبرم و ان جمله >اصلی است بسیار مهم که جدا باید مورد توجه قرار گیرد:
(کلیدی ترین عنصر در موفقیت هر انسانی در راه رسیدن به قله مدارج علمی و نیز اخلاقی> همسر اوست)
اگر باور ندارید تجربه کنید.....
خدا نگه دارتون
این حرکتها حلقات نهضت بزرگ تمدن سازی کشور ما ایرانه.خوب هیچ تمدنی نه دفعتا اوج میگیره و به قله های پیشرفت میرسه و نه دفعتا افول میکنه.هم ترقی تمدنها و هم زوال اونها یک امر تدریجیه برای این حرف نمودهای بسیاری هست که به راحتی برای هر کسی که به تاریخ جهان در همین سده های اخیر رجوع کنه واضحه. خوب مگه تمدن بزرگ اسلامی که زهبری اون بر عهده ایرانه ازین قاعده مستثناست ؟.یک تمدن از همین پله های صعود باید رشد کنه تا به مدارج و مراتب بالای پیشرفت برسه
امانقطه مهم در بر پایی این تمدن اینه که هر کدام از اقشار مختلف این جامعه چه نقشی در تسریع یا کندی این حرکت رو به جلو میتونند داشته باشند یا بهتر بگیم هرکدام از نخبگان جامعه که در واقع مهره های اصلی منابع انسانی و ابزار نرم افزاری این نهصت هستند در کدام جایگاه و با چه درجه اثر بخشی قرار دارند؟پاسخ به این سوال بازگشت به هویت و حقیقت و اهداف و غایت اون قشر خاص داره که هرچه از درجه هویتی پر ارزشتر و اثر گذار تری برخوردار باشه در این حرکت تمدن سازی مهره اثر گذار تریست.
اما سوال مهم:پرچمداری این نهضت راکدام طیف از جامعه بر عهده دارد؟پاسخ بر عهده شما تا نوبت بعد.... بوی خوش تو هرکه ز باد صبا شنید از یار آشنا سخن آشنا شنید
در ضمن امروز تو جلسه انجمن مدیریت که هر هفته در مدرسه معصومیه برقراره یه کتاب جدید معرفی شد که خیلی جالبه اسمش بود:(قورباغه رو قورت بده) نویسنده این کتاب اسمش هست برایان تریسی که توسط خانم فاطمه سلیمانی ترجمه شده در قطع جیبی کتاب مختصر و بسیار پر فایده ای هست که توصیه میکنم حتما بخونیدش موضوع کتاب اینه:۲۱ روش برای غلبه بر تنبلی و انجام کار بیشتر در کمترین زمان عنوان کتاب هم واسه اینه که حرف نویسنده این جمله است اولین کار روزانه ات سخت ترین کارت باشه مثل قورت دادن یه قورباغه اگه موفق شدی بقیه روز خیالت راحت باشه چون مشکل ترین کار روزتو انجام دادی بقیه دیگه چیزی نیست.....
راستی این انجمن مدیریت هم به همت چند تا از بچه های خوب طلبه که فارغ التحصیل دانشگاه هستند راه افتاده و دو سه سالی هست که صبح های پنجشنبه جلسه داره و در زمینه مدیریت اسلامی کار مطالعاتی و پژوهشی داره که اگه فرصت شد از محتوای کارشون حرف های جالبی دارم که خواهم گفت.
حاج اقا قوامی دیروز حرف دل مارو زد گفت صحبتش شده از سال آینده مدرسه معصومیه فقط از دانشجوها پذیرش کنه برای اومدن به حوزه . چون متقاضی خیلی زیاده و این نحوه فعلی که یه تعداد اندکی فقط پذیرش میشند جوابگو نیست البته ایشون گفت چندان امیدی به عملی شدن این طرح نیست ولی خوب همینکه این مساله مطرح شده غنیمته و بنظر من بسیار ضروریه که قبلا حتما مطلبشو خوندید


خوب داشتیم از اومدن به حوزه و تحصیل تو حوزه صحبت میکردیم .میدونید تو چند سال اخیر یه تعداد زیادی از دانشجویان بسیار خوب و دوست داشتنی قصد اومدن به حوزه رو داشتند و خیلی ها هم موفق شدند بیان گرچه تعداد کسانی که براشون مشکل پیش اومد و نتونستند به حوزه راه پیدا کنند خیلی بیشتره میدونید چرا یه دلیل عمده اینه که حوزه پیش بینیه این همه متقاضی رو نداشت یعنی امکانات تو حوزه خیلی متناسب این خیل عظیم نبود
راستش من خودم سال قبل با یکی از دانشجویان داشگاه علم و صنعت که میخواست بیاد حوزه صحبت کردم تو تابستون براش همه چیزو توضیح دادم خیلی مشتاق بود بیاد اما موفق نشد واقعا برای این مشکل بایدفکری کرد الان تو قم تقریبا همه دانشجوهایی که میان حوزه رو میفرستند مدرسه معصومیه خوب این مدرسه ظرفیته محدودی داره تازه خودش با یه سری مشکلات دست و پنجه نرم میکنه ولی خوب من بگم اگه کسی از ته دلش دنبال فقاهت و داناییه بدونه راه اصلا بسته نیست فقط یه ذره عزم جدی میخواد(البته گفتنیه که مدیرمدرسه معصومیه حاج اقا قوامی که یه محقق برجسته و بسیار کوشایی هستند و هم صاحب تالیف خیلی زحمت برای این مدرسه کشیدند که من همین جا ازشون تشکر میکنم )جدانبایدامیدرا از دست داد مشکلات زیاده قبول ولی باید جنگید مگه نه؟اگر قرار شد یه کسی با یه مانع کوچیک مثل اینا جا خالی بده همون بهتر که یه کار دیگه ای واسه خودش دست و پا کنه
راستی از خاطرات مدرسه معصومیه که خودم توش بودم خیلی حرفا دارم که باید بزنم البته ذره ذره خیلی حرف تو دلمه نمیدونم چه طور دسته بندیش کنم که بیشتر مفید باشه :یک آسمان حرف موج زند در دهان من.کم کم میگم عجله نکنید
یه نکته دیگه میدونید چیه ؟بعضی از رفقای ما که از دانشگاه میان حوزه که چند موردشو من شخصا دیدم مشکل اومدنشون به حوزه از طرف خونوادشون بوده یعنی نتونستند قانعشون کنند خوب اینم یه مساله است که از همون اول باید به فکرش بود یکی دوتاشون یه مدتی موندند و انصراف دادند رفتند آخه چقدر میتونستند طعنه و کنایه بشنوند از فامیل که آقا مهندس حالا داره چیکار میکنه تو حوزه....و ازین حرفا پیشنهاد:اگه قصد اومدن به حوزه رو دارین از همین الان جنگ روانی رو تو فامیل شروع کنید یعنی آماده کردن فضا تا به اون بیچاره ها یه هو شوک وارد نشه بهترین راه همینه از من گفتن بود.... مخصوصا تو خونواده هایی که طلبه توشون نیست مشکل حاد تره چون خیلی تصور درستی از این راه ومنش ندارند خوب اونجاهاست که باید هنر خودشو نشون بده و بتونه دیدگاه های درست و صحیحی جلوی دیدگانشون بزاره..
فعلا خداحافظ همه تون
اما بهتره یکم از مسیر براتون حرف بزنم شاید شمایی که این مطلبو میخونید یه دانشجویید که میخواید بدونید چه کار باید کرد.ببینید درس خوندن دروس حوزه راه های متفاوتی داره که شاید هر راهی مناسب یه دسته خاصی باشه من این راه هارو میگم بعد ببینیم به کجا میرسیم
یه عده که اصولا میخوان یه شناختی از اسلام بدست بیارن و بس کارشون آسونه چون که این عده اصلا لازم نیست زندگیشون فدا کنند تا درس حوزه بخونند با یه مطالعه منظم و حسابشده میتونند به ارزوشون برسن
اما اونایی که میخوان به عمق شناخت برسن و به اصطلاح به سرچشمه وصل بشن نه از برکه آب بخورن همیشه خوب یه اصل مسلمو باید رعایت کنند
اون اصل اینه:باید تمام همت و عزمشون رو در راه رسیدن به اجتهاد بکار ببندند چون حقیقت شناخت عمیق در همین یک هدف نهفته است اجتهاد همون قدرت و ملکه درونی شخصه که بر اساس اون میتونه همه افکار و نظریات خود رو پی ریزی کنه بدون تقلید از فکر یا نظریه شخص دیگر.
اما برای رسیدن به همین هدف راه کارای مختلفی پیش روی ماست
اگه به این هدف کسی میخواد بیاد حوزه باید چشم روی خیلی چیزا ببنده این یه واقعیته ممکنه بگی چه جوری حالا زندگی کنیم از کجا نون در بیاریم .رفیق عزیزاینجاست که باید بگم اگه پیه این مسیرو به تنت مالیدی باید بدونی روزیه زندگیت تضمینه(و ما من دابه فی الارض الا علی الله رزقها)هود/۶ این دیگه تجربه شخصیه خودمه
اما چه جوری شروع کنیم.....فرصت دیگه
با سلام خدمت همه دوستان عزیز
روزهای بهار روزهای شادی و طراوت است ، و طبیعت به دنبال سبز شدن ، چه خوب است که ما هم به دنبال سبز شدن دلهای خود باشیم . چیزی که ما بسیار بدان احتیاج داریم این است که ذره ای هم که شده از به خود اندیشی خارج شویم و به فکر دیگران باشیم . ....
معمولا همیشه تصورات غلط مانع بزرگی در وصول به اهداف بزرگ است .غالب افراد زمانی که با مفاهیمی چون دین ،معنويت،زهد،طلبه روحانيت و حوزه علميه ...مواجه ميشوند غالبا سراغ ذهنيت هاي گذشته خود راجع به اين مفاهيم ميروندو با آن تجربيات سعي در برداشت هاي جديدتري ازين دسته واژه ها دارند .در مورد حوزه و روحانيت به صورت كاملا واضح در قالبهاي ذهني افراد گونه هاي مختلفي از سوء برداشتها شكل گرفته است كه بر اساس اين برداشت ها محك افراد و شخصيتها صورت ميگيرد.
ولي اگر كسي در مواجه با اين دسته مسايل سراغ عمق اين مفاهيم ميرود و هويت شناسي را دست مايه برداشتهاي خود قرار مي دهد ازين آفات در امان است
امدن من به حوزه بر اساس علاقه مندي به اين هويت اصيل حوزه بود كه در مقابل آن همه مشكلات و موانع كوچك مينمود كه در مورد اين مشكلات بعدا سخن خواهم گفت و اكنون جدا مي گويم از آمدن به حوزه پشيمان نيستم كه ... بماند...
اینم سایت رهبر عزیزمون : لینک

برا حوزه اومدن هم باید احساساتو کنار گذاشت و در یک کلام بگم هر کی راه و رسم دیوونگیو خوب بلده میتونه این راهو انتخاب کنه....
سوال اصلی چرا به فکر یه دانشجو میافته که بیاد حوزه
چه جوری بیاد
چه موانعی سر راهش هست
از کجا شروع کنه
چه جوری خودشو با محیطی که هیچ سنخیتی با دانشگاه نداره وفق بده
چه جوری با مشکلاتش بسازه
از همه مهمتر ازدواجو چیکار کنه
و...صد ها سوالاته دیگه
که میخوام اینجا در موردشون باهاتون حرف بزنم
منتظر باشید

