خوب اول از همه باید بگم جناب کارگردان خسته نباشید....واقعا هم خسته نباشید چون مدتها بود بوی دنیا و مظاهر اون داشت خفه مون میکرد واقعا این اکسیژنی که تو تزریق کردی حسابی زنده مون کرد...دوباره یه جورایی حال و هوای شهادت پیچید تو دلامون...میدونی با دیدن فیلمت چیزی که خیلی جلوه گری کرد فضای ساده و معنوی جبهه ها بود خیلی راحت منتقل به روز های جنگ شدیم روز هایی که دل ها خیلی به خدا نزدیک بود و سجده ها رنگ و بوی دیگری داشت و خدا طور دیگه ای به بنده های خوبش نگاه میکرد..............
حتما این سوال مطرح شده آقا میخواستی نقد کنی ولی داری تعریف میکنی آره به خدا واقعا تو این بلبشوی رسانه ای و سینمایی دنیای اطراف ما یه فیلمی مثل اخراجی ها منو یاد اون نقاشی شهید چمران میندازه یه شمع کوچک و نورانی میان دنیایی ظلمات و تاریکی
این که من اسم نقد گذاشتم روی این مطلب فقط به خاطر چند نکته کوچیکه که به عنوان یه دوست تقدیم کارگردان فیلم میکنم شاید که در فیلم های دیگه و کارهای بعدیش کارهای از هر نظر کامل و بی نقص ازشون ببینیم.
مساله اول اینکه بازم یه بار دیگه مثل بعضی از فیلمها اصطلاحات متعارف در میان متدینین و مذهبی ها دست مایه خنده و شوخی و طنز شده به نظر من این روش برای خنداندن که به تازگی باب شده گرچه سراغ خط قرمز ها نرفته ولی راه رو برای ورود به خط قرمز هارا باز میکنه اینکه میشه ازین الفاظ معانی غیر واقعی رو اراده کرد و از جد به هزل رسید چیز عجیب و فنی ایی نیست که به ذهن یک کارگردان برسه و ازون در مسیر جذابیت فیلم استفاده کنه هنر آن است که با خلاقیت های بدیع هنری طنز و خنده رو بدون ایجاد واکنش های منفی در روح مخاطب بر صفحه دل او القا کرد والله عالم
مساله دوم اینه که بنظر میاد استفاده بیش از حد از الفاظ چاله میدانی و لات بازاری اگر چه جاهایی به خنداندن مخاطب و طنز آلود بودن فیلم کمک میکنه اما مقداری هم از تاثیرات عمیق و معنادار فیلم کاهش میده در زمانی که احساس میکنی داری با صحنه های بسیار ناب و در عین حال ساده فیلم دلت جلا پیدا میکنه ناگهان با ذکر بعضی ازین الفاظ حال و هوای فیلم تغییر میکنه من منکر مخلوط بودن فضای طبیعیه فیلم با بعضی ازین استعمالات رایج در فرهنگ عامیانه نیستم اما نکته اصلی در متعادل شدن استفاده ازین کلمات است.
نکته سوم به نظر من بازیگر نقش نرگس و نامزد مجید درست انتخاب نشده بود و این شخصیت از جهت جایگاه در فیلم و نوع تیپ خانوادگی و مخصوصا میرزا و البته نوع سلیقه جناب کارگردان باید گزینه دیگری میبود و البته انتظار ما مخاطبین فیلمهایی با مضمون دفاع مقدس چیزی غیر این نیست
اما نکته چهارم در مورد تنها شخصیت روحانی فیلمه که البته شخصیت معنوی و کاملا مثبتی است وبا اینکه کارگردان میتوانست از شخصیت او هم جهت خنداندن مخاطب استفاده کند ولی به خاطر عدم عبور از خط قرمز ها ایکار را نکرد و میبینیم که در تمام مراحل صحنه ها حضور مفید و مثبتی دارد اما ....... البته همیشه نزاع واقعیت و حقیقت رهزن عجیبیه که گاه و بیگاه اثرات سوئی از خودش به جا میزاره . یک روحانی و طلبه مخصوصا اون روحانی ایی که در حال و هوای جبهه و جنگ قرار میگیره شخصیت بسیار مهذب و عمیق نگر وهادی رو میطلبه کسی که که با نفس گرم و ملکوتی خود به دلهای مرده حیات میبخشه...کسی که با بهره گیری از مضامین آیات و روایات و خصوصا کلمات امیرالمومنین در نهج البلاغه گره های کور رو در وسط بحبوحه جنگ باز میکنه و عامل خط دهی به قلب ها و جانهاست کما اینکه در جبهه ها همین طور بود اما تنها شخصیت بازیگر روحانی فیلم از بسیاری ازین ویژگیها خالی است کسی که نقش او در فیلم نماد حضور روحانیون و طلاب در صحنه زندگی رزمندگان بود تنها کارش به استخاره و تسبیح چرخاندن و گفتن مداوم ((والله چه عرض کنم...)) ختم میشه یعنی واقعا اثر حصور معنوی روحانیون به همین مقدار خلاصه میشد ...
البته این نکته به حساب تعصب کور وبی پایه نسبت به صنف خاص روحانی جماعت تلقی نشه ولی معمولا در بیشتر آثاری که از سینماگران ما میبینیم حق و درجه و رتبه واقعی این قشر بسیار تاثیر گذار در حیات معنوی و بلکه مادی جامعه اسلامی به او داده نمیشه
به نظر من شخصیت اثر گذار و عامل تحول روحی درین فیلم براحتی و بی هزینه میتوانست از شخصیت فرضی و موهوم میرزا به شخصیت روحانی فیلم منتقل شودو ازین راه درس های بسیار اثر بخش و ماندگاری به جای بماند که البته و متاسفانه اینطور نشد...
با همه اینها نمی خواهم چیزی از ارزش و بهای این فیلم بکاهم انشالله روز به روز کارهای زیباتر و اثر گذار تری رو از آقای دهنمکی و بقیه کارگردانهای خوب و متعهد کشورمون ببینیم
یاحق
نظر یادتون نره
یک زمانی بود وقتی سر کلاس درس وتو مدرسه میرفتی همه ورد زبونشون این بود:مهندسی توش نون حسابیه :اگه میخوای وجاهت اجتماعی داشته باشی باید دکتر بشی الان مهندسی عمران تو بورسه آخ مهندسی کامپیوتر همه عشق منه باید فلان رشته رو بخونی تا پول پارو کنی ...و ازین حرفا اینقدر میشنیدیم که دیگه شبهام خوابشو میدیدیم که کیف سامسونیت زدیم بغل و داریم میریم دانشگاه گذشت و گذشت ما هم با همین موج رفتیم و رفتیم تا اینکه مثل روز برامون روشن شد که ای بابا گره کار جای دیگه است و ازین جریانات و موجسواریها چیزی در نمیاد باید طرحی دیگر انداخت....
حضرت علی علیه السلام در این عبارت کوتاه چقدر خوب مشکل ما انسانها رو بیان و حل کرده تورو خدا یه همچین دقت و موشکافی رو کجا میشه پیدا کرد ایشان میفرماید اگه میخوای خودت باشی و نفست در اختیار خودت باشه واستقلال روحیت سر جاش باشه یه راه داره:عادتهای مرسوم مردم رو بریز دور تو تصمیم بگیر با عقلت با فکرت با اندیشه ای که خدا بهت داده نه با داد و قال این و اون نه اینکه ببینی مردم کدوم طرفی دارن میدوند تو هم همون طرف بدویی
واقعا یک موجود متفکر تابع جوسازی و هیایوی این و اون میشه؟آیا این همه تجربه برای انسان کافی نیست که میبینه چقدر آدمها ازین بکار نگرفتن عقل و فکرشون ضربه های مهلک خوردند ؟تا کی؟
( (قل لا یستوی الخبیث و الطیب ولو اعجبک کثره الخبیث)) بگو خبیث و طیب مساوی نیست اگرچه زیادی انسانهای خبیث تو رو به تعجب دربیاره
این ملاک خیلی مهمه که کثرت نمیتونه پارامتر تعیین کننده حق و باطل باشه پس اندیشه ای که لب و حقیقت انسانهاست کجا میره؟
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای
به نظر من شاخصه استاد شهید مطهری در همین روحیه آزاد منشی و رها بودن از عادات و رسوم بی ریشه مردم بود و در راه مبارزه با همین تقالید باطل هم جانش رو فدا کرد روحش شاد
در پناه حق باشید
((انما ینظر المومن الی الدنیا بعین الاعتبار)) حضرت علی (ع)
همانا مومن به دنیا به چشم عبرت گرفتن مینگرد.
زیباترین معرفت شناسی ها در سایه کلمات اهل بیت عصمت و طهارت نهفته است ولی البته بایه ذره عمق نگری به کلماتشون میشه مسیر حقیقی زندگی رو پیدا کرد . اگر انسان به دستورات اونها رجوع کنه میتونه بهترین و کاملترین مشاور و راهنما رو در زندگی کنار خود داشته باشه و من فکر نمیکنم انسان از کنار این سفره آماده راحت بگذره.مثلا در همین جمله کوتاه نوع نگرش انسان عاقل به دنیا رو نشان میده واقعا ببینید انسان دوجور میتونه حوادث دنیا رو تحلیل کنه یا به چشم عقل خود یا با دیده خود خواهی و هوی و هوس از دید دوم جز حیرت و سرگردانی و بلبشو تو دنیا نمیبینه واصلا روی ارامش رو تو دنیا نمیتونه ببینه اما با دید اول حقیقتا یک آرامش درونی بسیار دلچسب نصیبش میشه وقتی به دنیا با دیده عبرت نگاه میکنه چقدر حوادث عالم برای انسان معنا دار میشند. مثل قواعد ریاضی همه چیز از قوانین خاص خودشون پیروی میکنند (بار کج به منزل نمیرسه) (اگه دست بخشنده داشته باشی فراوان دریافت میکنی)( اگه اهل تقوی باشی از جایی که گمان نداری به تو میرسه) (اگه پیش غیر خدا دست دراز کنی سرشکسته میشی) و...صدها درس دیگر انسان هر روز در زندگی دنیا تجربه میکنه اما اگه چشم انسان باز باشه حکمت واقعی نصیبش میشه
واقعا یه زمانی آرزوم این بود که بتونم کلمات معصومین و همچنین آیات قران رو بی واسطه بخونم و بفهمم ودرک کنم .این برای من یک ارزوی دست نیافتنی بود والبته شاید محال
از زمانی که پا به دانشگاه گذاشتم چشمم بروی خیلی چیزها باز شد طوری که امیدوار شدم که انسان به هر چه میخواد میتونه برسه
چرا که نه؟ خداوند ما ها رو از خودش خلق کرده ما انسانها هیچ در بسته ای نمیتونه مقابل ما عرض اندام کنه البته اگر همت بلند داشته باشیم
همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند
اینگونه بود که به سختی به مبارزه موانع دشوار راه رفتیم و با هزار دعا و توسل و تلاش تونستیم به ارزوی دیرینه خود دست پیدا کنیم
الان وقتی گاهی نهج البلاغه رو باز میکنم و به سخنان آقا امیر المومنین دقت میکنم اونا رو بسیار نورانی تر از زمانی میبینم که ازروی ترجمه و نیمبند میخوندم الحق که این لذت با هیچ چیز تو دنیا پر نمیشه
حالا باید به این فکر کرد این نعمت شکر گذاری میخواد چون وافعا این یه اصله که من بار ه تجربه کردم: شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند
منتظر نظرات گرمتون هستم یا حق 
نظر از شما قوت قلب از ما
بزرگترین عنایت برای مایی که به حوزه علمیه اومدیم اینه که در جوار کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه هستیم و واقعا هیچ نعمتی بزرگتر از ین نیست که صبح و شام چشمان ما با رویت گنبد با صفاش مصفا میشه. البته آیا حق این نعمت رو ادا میکنیم یا نه؟
وفات آن بانو رو تسلیت عرض میکنم
صدای پای او در خاطر من نقش میبندد مگر می آید آن آرام جانها از وفا اینجا
شکوه بارگاه حضرت معصومه را نازم که می سایند سر بر درگه او اولیا اینجا
مشو از حرمت این بارگه غافل که مهدی را زیارت کرده اند اهل بصیرت بارها اینجا
همونطور که قبلا خبرشو داده بودیم همایش تجلیل از معممین طلاب دانشجو در روز پنجشنبه در سالن همایش های مدرسه معصومیه با حضور طلاب عزیز و اساتید حوزه و جمعی از مسئولین حوزه برگزار شد این مراسم اول از همه با سخنرانی حاج آقا قوامی شروع شد وبعد یکی از طلاب دانشجو به نمایندگی از بقیه طلاب دانشجوصحبت کرد. من فقط مهمترین نکاتی که در این همایش مطرح شد رو خدمت شما عرض میکنم.
(( مسایل مورد بررسی در خصوص طلاب فارغ التحصیل از دانشگاه از سه منظر قابل دقت است
۱-انگیزه ها : نوعا انگیزه این دسته از طلاب را میتوان در سه دسته خلاصه کرد یکی انگیزه های فردی که همان عاملهای درونی اعم از پاسخ گویی به ندای درون و جستجوی حقیقت و کسب معرفت اصیل دینی است. دوم انگیزه های جمعی:محیط دانشگاه محل تضارب آراءونظریات عقیدتی و اندیشه های مختلف است یک دانشجو وقتی با این تفاوت مبانی روبرو میشود در صدد تحقیق از درستی یا عدم درستی آنها بر می اید وبعضا به نتیجه درستی نمیرسد با اینکه بی پایگی بسیاری ازین نظریات را درک میکند برای دفع انها راهی جز بازگشت به اساس معرفت دینی و استدلال های ناب اسلامی نمی یابد سومین عامل هم عشق به کملین از روحانیت است انهایی که باعث ارزش و افتخار یافتن لباس روحانیتند نه اینکه مفتخر به این لباس باشند.
۲-ویژگیها :آنچه به عنوان ویژگی این دسته طلاب ذکر میشود در سایر اقشار طلاب هم موجود است اما انچه انها را منحصر به فرد میکند اجتماع این اوصاف در یک مجموعه واحد است این اوصاف و ویژگیها عبارتند از: استعداد ها و توان علمی بالا اطلاعات و آگاهی های وسیع بخاطر قرار گرفتن در محیط دانشگاه که شاهراه اطلاعاتی جامعه است تخصص های متنوع وخاص در این طیف ابعاد معنوی و روحی قوی نوع بینش خاص انها که معطوف به نیاز های روز جامعه است همان چیزی که نیاز جدی فقه ماست
۳-موانع و مشکلات :با وجود همه تلاشها و دلسوزی ها برای رفع موانع پیش روی این عزیزان هنوز بسیاری از گره های ناگشوده وجود دارد که باید رفع شود اول: از همه ظرفیت پذیرشی بسیار محدود است و جوابگوی خیل عظیم دانشجویانی که عازم حوزه هستند نیست پیشنهاد ما این است که یک مدرسه خصوصا معصومیه اختصاص به این دسته از طلاب پیدا کند دوم:معیار های گزینش بر اساس معیار های اصیل و منطبق با واقعیات باشد نه سلیقه ای و غیر منطبق با واقعیات سوم :شیوه برنامه ریزی خاص برای این طیف چهارم:فراهم اوردن شرایط متناسب و امکانات مادی در خور شان این دسته از طلاب...
اما اگر بخوایم مفصلا ازین سه تا عنوان بحث کنیم باید منتظر مجال دیگه ای باشیم فعلا خداحافظ شما تا فرصت دیگه یا حق
الهم عجل لولیک الفرج...


