گفتارشان درست و صواب است
پوشاکشان بر مبنای اقتصاد ومیانه روی است
مشی و روش آنها بر اساس تواضع است
چشمانشان را از محرمات میپوشانند
گوششان را تنها به علم نافع میسپارند
حالت آنها در راحتی و سختی یکسان است
به خاطر شوق به ثواب و ترس از عذاب میلی به بودن در دنیا ندارند
عظمت خالق همه چیز را در چشمشان کوچک کرده
گویا بهشت را می بینند و در آن متنعمند
وگویا جهنم را می بینند ودر آن معذبند
قلبهاشان محزون است
مردم از شر آنها ایمن اند
بدنهای آنها لاغرونحیف است
وحاجتهای آنها اندک
ونفس آنها عفیف و پاکدامن
ایام کوتاه دنیا را صبر میکنند تابه راحتی طولانی آخرت برسند
واین تجارت سودآور را خداوند برایشان مهیا کرده
دنیا آنها را طلب کرد اما آنها خودرا فدیه دادند تا آزاد شوند
شبها به قیام مشغولند
در حالی که به قرائت قرآن میپردازند و با آیات آن جان خود را محزون کرده
ودوای دردهای خودرا می یابند
....اگر به آیات تشویق برسند به آن طمع میورزند و مشتاق آن میشوندوآنراهمیشه به خاطر دارند
واگر به آیات عذاب برسند گوشهای خودرا تیز کرده
وگمان میکنند که صدای شعله های آتش جهنم در اعماق جان آنهاست
وآنها درحالی که پیشانی بر خاک گذاشته اند از خدا طلب آزادی از آتش میکنند
ادامه دارد
....احساس فوق العاده بودن...
اگر به ما خبر دهند که همین امروز باید شهر خود را ترک کنیم و برای مدت طولانی به یک سفر دورودراز برویم قبل از رفتن کدام کارهای نیمه تمام را به پایان میرساندیم وسراغ کدام اولویت ها میرفتیم؟
یکی از بهترین روش ها برای ترقی انسان بسوی کمال و سعادت زندگیش این است که به گونه ای عمل کند که گویی فقط فرصت امروز را دارد وتنها در این زمان اندک باید یک سری از مهمترین وظائف ومساله های زندگی خودرا به سرانجام برساند..
احساس فوق العاده بودن یعنی سرعت بخشیدن و استحکام و جدیت در کار وعادت به اینکه گویا آخرین لحظات از فرصت باقی مانده است پس درنگ نکن....که به فرموده حضرت علی علیه السلام:((طوری عمل کن که گویا تنها امروز است که عمرت به دنیاست))
با این حساب مطمئنا انسان اندکی زودتر شروع میکند
..............................کمی بیشتر تلاش میکند
...............................و کمی دیرتر به استراحت میپردازد
البته با دوشرط:تقوی در عمل وامید به آینده
که طبق آیه شریفه سوره لیل:(واما من اتقی وصدق بالحسنی فسنیسره للیسری)
که وعده خالق هستی است که کارهای شما آسان میشود پس از سختی اولیه....
این درسی بود که من امروز برای طلاب کلاس درسم زمزمه کردم...کاش که اول خود پند بگیرم.
اقسام تقیه:
بد نیست حال که گریزی به تقیه زدیم و از اهمیت آن بحث کردیم اقسام و انواع تقیه را بهتر بازشناسی کنیم:
بطور کلی شاید بتوان تقیه را به چهار قسم کلی تقسیم کرد که ازین چهار قسم یک قسم آن حرام وبقیه اقسام بعضی واجب و بعضی مستحب و مطلوبند.
تقیه آنطور که در کتابهای لغوی به آن اشاره شده از ریشه وقایه واتقاء به معنای سپر گرفتن ومصون ماندن ازچیزی است اما این اقسام چهارگانه در واقع چهار معنای اصطلاحی برای تقیه می باشند.
قسم اول:تقیه حرام
اخفا وپوشاندن حق در مواقعی که اصل و حقیقت دین ومعارف دینی در معرض خطر است بطوری که با تقیه نفس و اموال خود یا متعلقان خود را حفظ کند ولو به ضرر از بین رفتن ایمان و اعتقادات اصیل دینی وبه خطر افتادن اساس اسلام باشد که این قسم از تقیه حرام بوده و بهیچ وجه نمی توان آن را توجیه نمود.
نمونه بارز نفی این نوع از تقیه حرکت حماسی امام حسین در جریان عاشوراست
قسم دوم:تقیه خوفی:
و معنای این نوع تقیه این است که در اثر یک عمل صحیح ومباح شرعی جان یا مال یا ناموس شخص یا دیگران به خطر بیافتد که در این صورت باید از انجام آن عمل خود داری کند وعملی مطابق با مذهب مخالفین انجام دهد والبته این نکته مورد دقت هست که در صورت ترک آن عمل اساس دین در معرض خطر نیست
نکته مهم در این قسم از تقیه این است که مختص به حال اضطرار و اکراه است که جریان معروف عمار و اظهار کفر از طرف او در زمان شکنجه های کفار و تایید عمل او از جانب پیامبر اکرم شاهدی بر جواز این قسم از تقیه است و آیه کریمه( الا من اکره وقلبه مطمئن بالا یمان )ناظر به این قضیه است ونیز آیه ۲۸ سوره آل عمران(الا ان تتقوا منهم تقاه)
قسم سوم:تقیه کتمانی
این قسم به معنای پنهان نمودن عقیده ومذهب دربرابر حکومت های جائر زمانه است به طوری که افشاگری واظهار عقیده باعث زیر سوال رفتن یا به خطر افتادن مذهب حقه اهل بیت است که در روایات ما اصرار فراوانی از جانب اهل بیت بر کتمان کردن مذهب از طرف شیعیانشان وارد شده و روایات( لا دین لمن لا تقیه له )ناظر به این قسم از تقیه است.
قسم چهارم:تقیه مدارایی
این نوع از تقیه بمعنی مدارا کردن و حسن معاشرت با سایر فرق مسلمین است وهدف از آن یکپارچه شدن امت مسلمان در شعایر دینی از جمله نماز جماعت و غیره است که توصیه هایی که از طرف ائمه ما بر هماهنگی با اهل سنت وشرکت در عبادت آنها وتشییع جنازه آنها وعیادت مریض وغیره وارد شده ناظر به این قسم از تقیه است که روایت زیبایی از امام صادق که ناظر به این قسم بوده را درپست قبلی ذکر کردیم.
التماس دعا....
تقیه ((پنهان کردن عقیده ونظر هنگام مصلحت مهم تر))
در مسجد النبی مشغول قرائت زیارت عاشورا بود با صدایی تقریبا بلند بطوری که از فاصله چند متری میشد صدایش را شنید...طلبه ای است از دیار قم که به تازگی با همسرش به شهر نبوت و ولایت یعنی مدینه آمده است ..وقتی به فراز های لعن زیارت عاشورا رسید صدایش را از حد معمول هم بالاتر برد و....دونفر از وهابیون که مدتی است در دوطرفش نشسته و گوش به زیارت او داده اند موقعیت را مناسب دیده و سربازان سعودی را خبر میکنند ....
آنهاشهادت میدهند که خلفا را علنا لعن و نفرین میکرده و..... و....اورا بازداشت میکنند ..... سرانجام کارش به دادگاه کشیده میشود ...اول حکم اعدام صادر میکنند ولی با پیگیری بعثه مقام معظم رهبری وکنسولگری ایران در عربستان حکم اعدام به زندان ۳۰ ساله و بعد ۱۵ ساله تقلیل می یابد .همسرش در تمام مدت حضور در مدینه و مکه کاری جز گریه ندارد وشوهر خود را از دست یافته میبیند اما بعد از تمام دوندگی ها از طرف دولت ایران در پایان دوره۱۵ روزه عمره اورا در حالی که زنجیر در پا دارد به فرودگاه جده آورده وتحویل میدهند با لباس هایی مندرس وحالی وخیم....
هشام بن حکم از امام صادق نقل نمود که حضرت دایما این تعبیر را بیان مینمود:
(ایاکم ان تعملوا عملا نعیر به فان ولد السوء یعیر والده بعمله کونا لماانقطعتم الیه زینا و لا تکونوا علیه شینا صلوا فی عشائرهم و عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و لا یسبقونکم الی شیء من الخیر فانتم اولی به منهم والله ما عبدالله بشیء احب الیه من خبء قلت و ما الخبء؟قال : التقیه)وسائل الشیعه ابواب الامر والنهی باب ۲۶
مبادا عملی انجام دهید که ما سرزنش شویم زیرا پدر را به خاطر عمل زشت فرزندش سرزنش میکنند.برای ما زینت باشید نه مایه ننگ ما. با آنها (اهل سنت)نماز بخوانید ومریضانشان را عیادت کنید ودر تشییع جنازه آنها شرکت کنید ومبادا آنها در کار خیر بر شما پیشی بگیرند زیرا شما سزاوارتر به آن کار خیر هستید .و به خدا قسم خداوند به چیزی محبوبتر از تقیه عبادت نشده است.امام صادق فرمود:لا دین لمن لا تقیه له
کسی که از تقیه بی بهره است دینی برایش نیست.

