تبليغاتX
دلنوشته های طلبه نسل سومی
گفتي مريم مادر عيسي عليه السلام در بيت المقدس معتكف بود. وقتي درد زايمان بر او عارض گشت، به وي گفتند بيرون شو! اينجا خانه عبادت است نه خانه ولادت. اما مادرم فاطمه بنت اسد همين كه خواست وضع حمل كند به كنار كعبه آمد و ديوار كعبه برايش شكافته شد و او را به درون خانه فراخواندند. مادرم به كعبه درآمد و مرا در خانه خدا به دنيا آورد. اين افتخار و فضيلت ويژه اي است كه نه پيش از من درباره كسي شنيده شده و نه پس از من براي كسي اتفاق خواهد افتاد.
عقل در چرايي چنين تكريمي سرگردان است. «به خدا سوگند علي بن ابيطالب عليه السلام تا روزي كه از اين دنيا رفت مال حرامي نخورد و هيچ گاه بر سر دوراهي كه هر دو خوشنودي خدا باشد، قرار نگرفت مگر اينكه پرزحمت ترين آنها را برگزيد و هر حادثه مهمي كه براي پيامبر خدا(ص) پيش مي آمد به خاطر اطمينان از او كمك مي گرفت و در ميان اين امت هيچ كس نتوانست همانند علي راه پيامبر را بي كم و كاست طي كند. و با اين همه تلاش و كوشش همواره چون بيمناكان كار مي كرد، چشمي به بهشت و چشم ديگر بر آتش داشت. از سويي اميدوار پاداش بهشت و از سويي ديگر هراسناك از كيفر آتش بود» (امام صادق عليه السلام)


تو مولاي متقياني كه درباره شان گفتي «ارادتهم الدنيا و لم يريدوها و اسرتهم ففدوا انفسهم منها. دنيا اراده آنها را كرد و آنان هرگز اراده دنيا را نكردند. به اسارتشان گرفت، پس جانهاشان را براي آزادي از اين اسارت فديه دادند و فدا كردند». و مگر نه اين كه پيامبر اعظم(ص) فرمود «پروردگار عالم بر من وحي كرد و مرا مأمور ساخت كه علي را اميرالمؤمنين بخوانم. پس قبل و بعد از او كسي به اين عنوان خوانده نشد». و نيز «اگر تمام هفت آسمان و زمين در يك كفه ترازو قرار بگيرند و ايمان علي در كفه ديگر، ايمان او سنگيني مي كند».


بگو، بگو رسول خدا! فراوان از فضايل ممتاز علي گفته و تشنگي را صدچندان ساخته اي. پس از آن همه تكريم و تجليل، جرعه اي در ساغر مومنان ريخته اي كه مستي آن تا قيام قيامت باقي است «سوگند به خدايي كه جان من در دست قدرت اوست، اگر نبود اين كه گروهي از امت من تو را مثل نصارا كه عيسي را به اشتباه به خدايي گرفتند، غلو كنند، درباره فضايل و مناقب تو سخناني مي گفتم كه تمام مسلمانان خاك زيرپاي تو را توتياي چشم خود سازند». بيخود نبود در آغوش علي چشم از جهان بستي و به رضوان خدا پيوستي؛ كه او اولين لبيك را به دعوت تو گفت و از آن پس بارها غم از سيماي مباركت زدود و شادي افزود.


و تو اي علي! اي تنيده در حق، اي تار و پود حقيقت كه حق به دور تو مي گردد هر جا كه بگردي! اي بصيرت هميشه كه فرمودي همواره بصيرتم با من است! اي فديه خداوندي براي نجات بشر! اي سينه پر راز و درد! اي پدر مهربان امت! مي دانيم راهي براي رها شدن جز فديه دادن و فدا شدن نيست. تو ما را انتخاب كن براي چنان زاده شدن و آزاد شدني، براي آزاده شدن.
سلام خدا بر تو روزي كه چشم به دنيا گشودي و ناگشوده، چشم از او ستاندي كه تا قيام قيامت شيداي فتوت و آزادگي تو باشد.
«من و علي پدران امتيم»...، رسول خدا(ص) فرمود....و هزار و چند صد سال بعد، در پي انقلابي كه خاستگاه آن اسلام ناب محمدي(ص) بود، سالروز ميلاد علي(ع) « روز پدر» نام گرفت....

ولادت مولود كعبه و روز پدر مبارك باد.

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط رضا |
برای درک وفهم هر  عنصری که به نوعی با رفتارهای انسانی در ارتباطه

 باید اول از همه بحث انسان شناسی در اون مورد روشن بشه

مشکل اصلی ایرادات واشکالات به مقوله حجاب هم ازین جا ناشی

میشه

ما به این مقوله با صرف نظر از ماهیت انسان قبل وبعد ش ونحوه

حیاتش در دنیا نظر میکنیم

این روایت رو حتما دیدین :(رحمت خدا براون بنده ای که بدونه از کجا

اومده ودر کجاست وبه کجا میره)

اگه این سه تا عنصر در نظر گرفته نشه معنا نداره بخوایم از منظر دین

 شناسانه به مقوله حجاب بپردازیم

ما یک گذشته وعقبه ای داریم قبل تولد

یک برنامه زندگی داریم در این دنیا

ویک حیات ابدی وبی نهایت که میزان در اون حیات ابدی فقط در اثر

عملکرد دنیایی ما مشخص میشه

روح ما ودیعه خدادادیه که از تجلیات خداست(نفخت فیه من روحی) بهتره بدونیم که این ماهیت روح وجان ما مرد وزن نداره

اصلا جنسیت نداره

جنسیت زمانی پیدا میشه که روح به عنصر جسمانی تعلق پیدا کنه

 وگرنه حقیقت جان انسانها مذکر ومونث نداره

کج سلیقگیه اگه کسی بدون پرداختن به این محور بخواد پاسخگوی

 شبهات باشه

این اصل اولیه همه حرفها

برای اینکه طولانی نشه بقیه رو میزاریم پست بعد

با نظراتتون همراهی کنید....

لائيك ها به جرم حجاب بچه ام را سقط كردند

نگارش در تاريخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 توسط رضا |

سیره عملی زهرای اطهر (س) در مساله حجاب

 

به راستي كه منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(س) تابلو گويا و

 

بسيار روشن درباره حفظ حريم حجاب، و در عين حال شركت

 

كامل در صحنه براي سخنراني و دفاع از حريم حق است و اين

 

همان راه اعتدال است كه اسلام در همه جا به آن سفارش

 

 نموده است.

ما در اين جا چگونگي حركت آن حضرت براي القاي خطبه را شرح

 

 مي‏دهيم، تا مسأله مهم حجاب را از مكتب زهراي اطهر(س)

 

 بياموزيم، و هم باور كنيم كه زن مي‏تواند در عين حفظ حريم

 

حجاب، از پرده‏نشيني خارج گردد، و به عنوان نيمي از جامعه

 

انساني، رسالت خود را به انجام رساند.

 

شرح اين چگونگي، نيز مي‏تواند جواب دندان‏شكني به آن افرادي

 

باشد كه حجاب اسلامي را كمرنگ گرفته، و خطبه خواندن

 

حضرت زهرا(س) در مسجد را به عنوان شاهد عقيده ناصحيح

 

خود مي‏آورند، غافل از آن كه شش دليل و شاهد محكم در

 

 مقدّمه خطبه وجود دارد، كه هر كدام نشان دهنده اهميّت حجاب

 

 از نظر حضرت زهرا(س) است. اينك شرح مطلب:


عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبي عليه السلام) از پدران

 

خود نقل مي‏كند، هنگامي كه مسأله غصب فدك رخ داد، و اين

 

 خبر به حضرت زهرا(س) رسيد، در اين هنگام حضرت زهرا(س)

 

 تصميم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمايت از حق

 

، سخنراني كند، چگونگي حركت حضرت زهرا(س) در متن عبارت

 

 چنين آمده:


حضرت زهرا(س) روسري خود را بر سرش پيچيد و عباي خود را

 

(كه روپوشي وسيع بود) به سر نمود، و ميان گروهي از ياران و

 

زنان خويشاوندش (به سوي مسجد) حركت كرد، آن حضرت

 

هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب يا بلندي لباس) به قسمت پايين

 

 لباسش پا مي‏گذاشت (در نهايت پوشيدگي راه مي‏رفت) شيوه

 

 راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شيوه راه رفتن رسول

 

 خدا(ص) بود،

تا اين كه بر ابوبكر وارد شد، ابوبكر در ميان ازدحام مسلمانان قرار

 

گرفته بود، در اين هنگام ميان آن حضرت و مردم، پرده‏اي نصب

 

شد، حضرت زهرا(س) نشست، سپس ناله جانسوزي نمود كه بر

 

 اثر آن، صداي همه حاضران به گريه بلند شد، به گونه‏اي كه

 

گويي از صداي گريه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا

 

(س) اندكي سكوت كرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و

 

خروششان بر اثر گريه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع كرد»

 

. (احتجاج طبرسي)
تجزيه و تحليل عبارت فوق


در اين عبارت، در رابطه با حفظ حريم حجاب و عفاف در عين

 

شركت در يك صحنه پرشور سياسي و اجتماعي، شش نكته

 

 است كه هر كدام از جهتي بيانگر اهميّت و عظمت مقام حجاب

 

 در سيره حضرت زهرا(س) است، كه به اختصار بدان اشاره مي‏شود:
1ـ آن حضرت روسري خود را كه به طور كامل سر و گردن و

 

سينه‏اش را مي‏پوشانيد، بر سر گرفت، تعبير واژه (پيچيد) حاكي

 

 است كه روسري به طور كامل و چسبان به سر و گردن گرفته

 

شده بود، نه به طور سبك و وارفته كه با اندكي تكان دادن از سر

 

 رد شود و موي سر آشكار گردد؛
2ـ حضرت زهرا(س) علاوه بر آن روسري، لباس روي لباس‏هايش

 

 مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود
3 ـ لباسي كه بر تنش بود به قدري بلند بود كه در راه رفتن،

 

گاهي قسمت پايين لباس زير پاي حضرت زهرا(س) قرار

 

مي‏گرفت
4ـ آن حضرت همانند رسول خدا(ص) با متانت و وقار حركت

 

مي‏كرد، يعني هيچ گونه حركات نامناسب و دور از نزاكت در

 

حركت او ديده نمي‏شد؛
5 ـ علاوه بر اين ها در مسجد پرده‏اي به احترام او نصب كردند، و

 

 آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند.
6ـ دوستان و زنان خويشانش، اطرافش را گرفته بودند.


به اين ترتيب نتيجه مي‏گيريم، حضرت زهرا(س) در عين آن كه در

 

همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم

 

حجاب و عفاف را رعايت نموده است.

 

این شرح بی نهایت کز زلف یار گفتند

 

حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد

نگارش در تاريخ شنبه هشتم تیر 1387 توسط رضا |
درباره وبلاگ

اسمم رضا
شغلم:طلبه
سنم 31
کارم فعلا:تدریس وتحصیل
اهل:قم شهر محبوبم
خوشحال از: اینکه همسایه بی بی حضرت معصومه ام
ومنتظر: آقایی که اون بیشتر به فکرمه تا من به فکرش

....
اینجا :موطن دلنوشته هامه
البته اگر فرصت کنم
چون واقعا مشغولیتام زیاده
...
التماس: فقط دعا
از :همه تون

پست الکترونیک
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها


www.irLearn.com



قالب وبلاگ