شرمنده اگه دیر شد به روز شدن وبلاگم از بس مشغله دارم ![]()
تبریک میگم فرا رسیدن سیمین سال پیروزی انقلاب عزیزمونو
که البته مصادف با سیمین سال زندگیه منم هست
خوشحالم همه نفس کشیدنام تو این فصل پاک پیروزی بود
راستش یکی از روستان گفتن از خاطرات وحال وهوای حج بگم
چشم
خیلیم خاطره دارم
ولی از کدومش بگم
۳۳ روز مکه ومدینه بودم هرروزش پرخاطره مخصوصا واسه من که سرم درد میکرد واسه سوژه
بعضیاشو کم کم میگم
((یه روز برا نماز ظهر رفتم مسجد الحرام نزدیکیای مناسک بود مسجد خیلی شلوغ بودو جا پیدا نمیشد
بلاخره یه جا وسط دو صف جماعت نشستم که وقت نماز بچپونم خودمو تو صف.....
یه پیره مردی که ازظاهرشو معلوم بود مصری بود منو دعوت کرد برم کنارش بشینم
شرمنده محبتش کرد منو![]()
گفت کجایی هستی-همون:من این؟ گفتم ایران گفت شیعی؟ گفتم آره
گفت واستا بعد نماز کارت دارم گفتم انا بخدمتک (همون چاکرم خودمون)
بعد نماز ظهر مسجد الحرام جون میده واسه صحبت کردن تا وقت نماز عصر
حالا من تو فکرم که این با من چیکار داره
بعد نماز نشستیم پیش همو واون خیلی گرم ازم استقبال کرد.....))
اینکه چی گفت و چی گفتیم بمونه واسه بعد ناراحت نشینا زود میام....![]()

